كوري حاد :دي

خرید بک لینک
بلاخره بعد از مدت ها رفتم ويزيت برا چشمام

اول با يه دكتر براي 3 شهريور وقت گرفتم، ولي چون خيلي لفتش داده بودم تا وقت بگيرم بعدم كه من خواستم وقت بگيرم بيمه م مشكل داشت و از طرفي هم به سرم زده بود كه قبل عمل چشم بيني عمل كنم تصميم گرفتم كه با ي دكتر ك ماهره و دير بدير وقت عمل ميده و خودش هم ويزيت نمي كنه ويزيت بشم تا سريع تر تكليفم معلوم بشه كه آيا اصلا مي تونم عمل كنم يا خير

مطب دكتر رو راحت تر از اون چيزي ك فكرشو مي كردم يافتم، فقط پيدا كردن زنگ مطب يخورده دشوار بود :))

وقتي نوبتم شد اول يه خانوم شماره چشمم رو دوبار بعد و قبل ريختن قطره بايد تعيين مي كرد.

خانوم خوشرويي بود و وقتي داشت شماره چشمام رو تعيين مي كرد بهم گفت چ بلايي سر چشمات آوردي؟

گفتم چطور؟

گفت معلومه هميشه ي فشار زياد رو چشمات بوده

گفتم ها

بعد از تعيين سري اول نمره چشم خانوم منشي تو چشمام قطره ريخت و منو فرستادن كلينيك برا گرفتن عكسا، كلينيك تا مطب حدود ده مين فاصله داشت

موقع گرفتن وقت برا ويزيت بهم هشدار داده بودن كه قطره اي كه تو چشمات مي ريزن باعث تاري ديد مي شه، با ماشين شخصي نيا و از اين حرفا :))

بعد زيختن قطره هنوز ديدم خوب بود، فك كردم اصن قطرهه نرفته تو چشمام

ولي كم كم ديد نزديك نداشتم با عينك كه اصن هيچي

بعد از گرفتن عكس و بازگشت به مطب تعيين مجدد شماره چشم نوبت شد به تجويز دكتر

دكتر و برخوردش اصلا دلچسب نبود

كلا سي ثانيه هم خودش حرف نزد، فقط من دو سه تا سوال پرسيدم زبون باز كرد

منم كه گيج و منگ و كور كلي سوال بايد مي پرسيدم كه نپرسيدم

ديگه تا رسيدم خونه شده بود يك، ناهار خوردم و خابيدم

از خواب كه بيدار شدم همچنان كور بودم، يني تا صب كه بيدار شدم فاقد ديد نزديك بودم

خعلي حس بدي بود

خدايا شكرت بخاطر معجزه بينايي

حالا هر چند كه چشماي من ب طرز بدي ضعيفه

......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 22:01

صفحه بندی